آندرو جي . نيومن (مترجم: ابوطالبى / امين / شكر اللهى)

40

دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى)

اين روايات عملى پيامد ديگر بخش‌هاى اصول كافى ، بخصوص بخش‌هاى اوليهء آن ، هستند ؛ [ زيرا ] در اين بخش‌ها ، مبانى استناد به روايات ائمّه [ عليهم السّلام ] به عنوان تنها منبع علم قطعى و معتبر پىريزى شده بودند كه بدين‌وسيله ، گفتمان عقل‌گرايى غالب در ميان شيعيان دوازده امامى بغداد را مستقيما زير سؤال مىبردند . در اين عبارت ، نويسنده چند ادعا دارد كه هيچ‌كدام اثبات نشده است : الف . روايات ائمّه [ عليهم السّلام ] به عنوان تنها منبع علم قطعى و معتبر : در روايت امام هفتم خطاب به هشام در كتاب « العقل » آمده است : انّ للّه على الناس حجّتين : حجة ظاهرة و حجة باطنة . شكى نيست كه بيانات ائمّه عليهم السّلام به عنوان يك منبع قطعى در اختيار ما هستند ؛ اما در اينجا ، فقط عقل نفى نشده ، بلكه به عنوان يك منبع در كنار بيانات ائمّهء اطهار عليهم السّلام اعتبار يافته است . اما نويسنده هرگز به صورت جدّى و دقيق وارد اين بحث نشده است . البته گاهى از روايات ائمّهء اطهار عليهم السّلام توقّعى داشته و از عقل تلقّى خاصى داشته و علاقه‌مند بوده آن تلقّى را در روايات بيابد ، سپس با آن نگاه ، عقل را نفى كرده است ، درحالىكه در روايات ، هرگز با عقل چنين برخوردى نشده است - قبلا هم به اين نكته اشاره شد . ب . گفتمان عقل‌گرايى غالب در ميان شيعيان بغداد : براساس كدام تحقيق جامع روشن شده است كه تعداد شيعيان بغداد چند نفر و انديشمندان آنها چه كسانى بوده‌اند و واقعا جريان عقل‌گرايى داراى چه ويژگىهايى بوده است ؟ نويسنده چند نكتهء مشكوك را در مجموع ، كنار هم مىچيند تا يك نتيجهء قطعى بگيرد ؛ بغداد عقل‌گرا بود و قم ضد عقل‌گرا ؛ كلينى در قم تحصيل كرد ، سپس در 20 سال آخر عمر به بغداد رفت و رواياتى كه نقل كرده ، نفى عقل‌گرايى بغداد بوده